با خونسردی گفتم برایم مهم نیست!

با خونسردی گفتم برایم مهم نیست!
رفت که رفت …
نماند که نماند
نشد که نشد …
من اهل التماس نیستم
من فراموشش می کنم …
اصلا طوری فراموش می کنم انگار از اول نیامده بود …
من گفتم و تمام آنهایی که شنیدند
باورشان شد
اما قلبم ، در تمام مدت طوری می تپید که انگار دارم دروغ می گویم!
نمیدانم تکلیفم با قلبی
که نمی خواهد رفتن تو …
و حرف های مرا باور کند چیست …!!
دیدگاه ها (۹)

ای که نزدیکتر از جانی و پنهان زِ نگههجر تو خوشترم آید ز وصال...

روزهایی میرسند که موهایت سراغ انگشتهایم را میگیرند و جیب های...

کاشآنقدر خاطرم از بودنت جمع بودکه می‌نشستم و با خیال راحت فق...

گر چه می دانم مرا یک لحظه یادشنیست ،نیست! هر کجایی، عصر بی م...

برده عمارت جئون

تاج سلطنتی (The Royal Crown)

¹⁴⁰⁵'⁰⁴'¹⁵²¹ : ³⁵part ¹.از کودکی یاد گرفتم که انسان‌ها هیچگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط