.رفتن...

.رفتن...
رفتن که بهانه نميخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هيچ بى چمدان هم ميروى !

"ماندن" !

ماندن اما بهانه مى خواهد ،
دستى گرم، نگاهى مهربان، دروغهاى دوست داشتنى،
دوستت دارمهايى که مى شنوى اما باور نمى کنى،
يک فنجان چاى، بوى عود، يک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شيرين ...

وقتى بخواهى بمانى ،
حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى و باز هم ميمانى ...

ميمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار مى بينى و بهانه اش میشود براى نرفتنت !


آمدن دليل مى خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هيچکدام .....

عشقم پس تو بهانه باش برای ماندن من.....
دیدگاه ها (۷)

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

White Lotus | Part 25صبح روز بعد...سوآ زودتر از همیشه به کمپ...

"رفتن" که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنب...

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار...

رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار...

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

"رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريها...

رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریهای...

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط