درون خاک، دلم می‌تپد هنوز اینجا 

درون خاک، دلم می‌تپد هنوز اینجا 
به جز صدای قدم‌های تو صدایی نیست

نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون 
که هر کجا خبری هست ادعایی نیست
دیدگاه ها (۲)

این همه قصه تو بود که یک عمراز همه دل بردی و دلی نسپردیخاطره...

مرا در آینه می‌بینی و هنوز همانم...تو را آینه می‌بینم و هنوز...

مزن تیر خطا آرام بنشین و مگیر از خودتماشای شکاری را که از دس...

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب مرا برده ب...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

راست یا دروغ مهم نیست! تو فقط با من حرف بزن! چشمانت زیر نویس...

جنگ، میدان ترسیدن نیست؛ میدان انتخاب است…و من انتخاب کرده‌ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط