دوای دردم بود پاییز. چقدر آروم می‌شدم وقتی صدای خُرد شدن

دوای دردم بود پاییز. چقدر آروم می‌شدم وقتی صدای خُرد شدن برگ خشک‌ها رو زیر قدم‌هامون می‌شنیدم، دلم قرص می‌شد به بودنت به موندنت. اما نمی‌دونستم پاییز هم مثل تو بی‌وفاست، یا شایدم تو مثل پاییز بی‌وفایی، شایدم برگ‌ها بی‌وفا بودن که از درخت افتادن!
دوای دردم بود پاییز تا اون روزی که تو معنی‌ش رو عوض کردی و شد «زهر»، شد «نمک روی زخم».
پاییز خودش معنی نداشت آدما بهش معنی دادن، با بودنشون، با رفتنشون!
دیدگاه ها (۳)

#کپشن

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

دوای دردم بود پاییز؛چقدر آروم می‌شدم وقتی صدای خُرد شدن برگ ...

اعتبار عشق - تو این روزا ما آدما گل نمی دیم به دست هم از یاد...

دوست ندارم امسال گند بزنن به پاییزم!دویست هفتاد و چند روزه م...

‌دوست ندارم امسال گند بزنن به پاییزم!دویست هفتاد و چند روزه ...

دوست ندارم گند بزنن به پاییزم...🍁

دوست ندارم امسال گند بزنن به پاییزم!دویست هفتاد و چند روزه م...

🍂دوست ندارم امسال گند بزنن به پاییزم!دویست هفتاد و چند روزه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط