با من به زبان خودت سخن بگو!

با من به زبان خودت سخن بگو!
با همان زبان ساده‌ی محلی.
من احساسِ مصنوعی یک بازیگر سینما را نمی‌خواهم.
من شعری نمی‌خواهم که با شنیدنش حس غریبگی به من دست بدهد!
شاعری که احساسش برای من نیست...
من شعری را می‌خواهم که چشمانت می‌سرایند، حتی اگر بسته باشند.
حتی اگر بدانم جایی را نمی‌بینند...
بخواهم ساده‌تر بگویم،
می‌شود یک فنجان چای
که تو برایم دم کرده‌ای...

#مهران_رمضانیان
دیدگاه ها (۳)

عزیزمپای تو که به میان می آیدمن، دیکتاتور ترین فرد روی زمینم...

.

هوا که حسابی سرد شدصدایم کنروبرویم بنشینچشمهایت را ببند و فق...

حالا که میخواهی با دیگران برویچتر و بارانی یادت نرود.هوا سرد...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

تاجی در دو جهان Une couronne dans deux mondes

همان شب، اتاق ا.تا.ت روی تخت نشسته بود. کتابی توی دستش بود، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط