تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدیناسن خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب

تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه
چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب

تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بیکسی ها می کنم هرشب

تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
دیدگاه ها (۱)

گفت:جبران میکنم گفتم. کدام را؟؟عمر رفته ر...

حکـــــﺎیـــﺘــﻢ ﺷــﺪهحکایتِ ﺟِﻨــــــﺎﻍ ﻫﻤـــه ﺳــــــﺮِ ﺷـ...

دیگر      برای     دوستت  دارم   کمی   دیر استگفتی  کسی  را ...

میان دفتر شعرم ،......... مرا گم کردی و رفتی .نوشتم بی تو می...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط