گل آفتاب گردان را گفتند: چرا شب ها سرت را پایین

گل آفتاب گردان را گفتند: چرا شب ها سرت را پایین می اندازی؟ گفت :ستاره چشمک میزند، نمی خواهم به خورشید خیانت کنم. سلامتی اونایی که مثل گل آفتاب گردانند!!!
دیدگاه ها (۱)

سلامتی پسری که از صبح تا شب کار کرد تا بتونه عشقشو بفرسته دا...

خدايا يه زمانى ابراهيم بت شكن رو فرستادى رو زمين، حالا ديگه ...

آهاي پسرا شلوارتونو بكشين بالا ،اون مارك شورت رو هم اگه خيلي...

"ﻗـــَـــﻠـــﺒـــَـﻢ " ﻣــــﺜــﻞِ " ﻗــــَـــﺒﺮﻡ " ﻓــَــﻘ...

(:از آفتابگرون پرسیدن چرا شبا سرت پایینه؟ گفت: ستاره ها چشمک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش دوم_کنارم می‌ایستد.برای د...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

از محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن موسی بن جعفر نقل شده است که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط