#صورَتَم را میشویَم نِگاه میکُنَم بِه آینه....عَجیب غَریب

#صورَتَم را میشویَم نِگاه میکُنَم بِه آینه....عَجیب غَریبـِه است دُختَرَک دَرون آینه بَرایَـم زیرچِشمَش عَجیب گودرَفته نِگاهَش دِلَـــم رالَرزانَـد آرامـ لَـب باز می کُند...تواَز چِـه رَنجیدی؟؟؟ وَلی او با اَشک جوابَـــــم را می دهد
اَشکَش راپاکـ می کنَم مَن نیز تورا میفَهمَم چِقَدر آشنایی بَرایَــم... تو تَــــداعی گَـر هَمان دختری ک سالها پیش میشناختمش....اما تو کجا و او کجا....اوپُر بود از #زِندِگی...#عشق...#شادی
ولی گویی زِنــدِگی در تو مُردِهـ... پَریشان میشومـ...نَکُنَـد دُختَرَک درون آِینِـــــه مَنَـم...آبـ میپاشَــــــم به آینِـــــه بِ صورَتَــــم نِگاه میکنمـ...#دَر آیــــــنه دُختَرَکی اَفسُــــردِه نِگاه می کنَـــــد بِه مَن....(:
دیدگاه ها (۲)

دَعـوا آشتےبازدعـــــواداشـتـیـــم

اَمیرحُسِین آرمان♥

+ممَنیییی مّمَنیییی-بآز چیہ اِے بآبآ+ممَنے بِ بآبایی إ شیزی ...

йιgнτ★

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیستــم سـی آگـوسـ...

سناریو بلولاک/قفل آبی

خب بریم 🎀 حالا تقریبا یه روز از اون اتفاق گذشت و دیشب سانزو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط