با یادِ "مادرم" که لباس های کهنه اش هر سال با رسیدن
با یادِ "مادرم" که لباس های کهنه اش هر سال با رسیدن عید
عروسک های دوست داشتی برای بچه ها می شد.
*
من یک عروسک دارم - اما :
مثل ِ عروسک های زیبا -
او چهره ای گیرا ندارد !
موی طلایی - یا چشم هایی -
آبی تر از دریا ندارد !
اما من او را
مثلِ عروسک های زیبا دوست دارم !
روزی لباسِ مادرم بود
تا هستم او را دوست دارم.
محمد علے بهمنے
عروسک های دوست داشتی برای بچه ها می شد.
*
من یک عروسک دارم - اما :
مثل ِ عروسک های زیبا -
او چهره ای گیرا ندارد !
موی طلایی - یا چشم هایی -
آبی تر از دریا ندارد !
اما من او را
مثلِ عروسک های زیبا دوست دارم !
روزی لباسِ مادرم بود
تا هستم او را دوست دارم.
محمد علے بهمنے
- ۵۸۳
- ۲۶ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط