با یادِ "مادرم" که لباس های کهنه اش هر سال با رسیدن

با یادِ "مادرم" که لباس های کهنه اش هر سال با رسیدن عید
عروسک های دوست داشتی برای بچه ها می شد.


*
من یک عروسک دارم - اما :
مثل ِ عروسک های زیبا -
او چهره ای گیرا ندارد !
موی طلایی - یا چشم هایی -
آبی تر از دریا ندارد !
اما من او را
مثلِ عروسک های زیبا دوست دارم !
روزی لباسِ مادرم بود
تا هستم او را دوست دارم.






محمد علے بهمنے
دیدگاه ها (۳)

باید باور کنیمتنهاییتلخ ترین بلای بودن نیست،چیزهای بدتری هم ...

امشب از بوی اقاقی سر خوشموز شراب چشم ساقی سرخوشممن خراب چشم ...

با توامای لنگر تسکین!ای تکان‌های دل!ای آرامش ساحل!با توامای ...

.زمستان را فقطبه خاطر تو دوست دارمبه خاطر لباس‌های گرم زمستا...

مادرم نیست

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

دوستان این سناریو اینجوریه که درباره ی شما هست اما خب شما تو...

پارت ششمآسا:اه...چان...فقط امیدوارم حق با تو باشهچان انگشت ه...

عاشقانه های شبنم

نماد مرگ پارت شیشم

CAPTURED IN PARIS

part :۲۰ویو ات:یک دفعه به صورت پسر مو طلایی نگاه کردم دیدم ا...

★彡   Part 3 彡★ ذهنم به گذشته برگشت. زمانی که فقط ۴ سالم بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط