السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ ...

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ ...


شب جمعه دوباره در هیات
روضه حال و هوای دیگر داشت
کوچه‌ای با زبان سینه زنی
خبری از حضور مادر داشت

روضه خوان در حوالی گریه
سخنی از وداع خواهر گفت
و گریزش به یک وصیت بود
وقتی از بوسه‌های آخر گفت

ناگهان مادری رسید از راه
صورتش قطره قطره در باران
چادرش هم هنوز خاکی بود
همچنان از نگاه‌ها پنهان...

بعد تا یک غریب مادر گفت
شانه‌ها گریه گریه لرزیدند
قلب‌ها پر کشید و سینه‌زنان
کربلا را به چشم خود دیدند

این شب جمعه باز می‌پیچد
ناله‌ای بین قتلگاه، آنگاه:
- یا بنی قُتلت عطشانا...
-
دیدگاه ها (۳)

شب جمعه دوباره در هیاتروضه حال و هوای دیگر داشتکوچه‌ای با زب...

بسم رب الحسین،غریب مادر😢 .شب جمعه دوباره در هیاتروضه حال و ه...

#ashuraکربلایت به خدا قبله ی دلهاست #حسینشب جمعه حرمت محشر ک...

مذهبی

جان جهان جهان جان تسلیت عرض میکنیمولی امر مهربان تسلیت عرض م...

آدم پیر می شود وقتیمادرش را صدا می زندو جوابی نمی شنودبـرای ...

فاطـــمیـــــہشالے سیاه به دورِ گردن ُبُغضے بے قرار دارد !💔م...

خانه پیرزن ته کوچهپشت یک تیر برق چوبی بودپشت فریاد های گل کو...

خانه ی پیرزن ته کوچهپشت یک تیر برق چوبی بودپشت فریاد های گل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط