گفتی ؛

گفتی ؛
که دیگر دوستت ندارم
و رفتی ...
من این رفتن را
هرگز باور نکردم
من پای دوست داشتنمان مانده ام
مانند آخرین برگ مانده بر درخت
که نمی خواهد آمدن زمستان را باور کند...
دیدگاه ها (۳)

اگر دست تو به نوازش موهایم نرسد من این موهارا برای هیچ مردی ...

نمی شود دوستت نداشتلجم هم که بگیرد از دستتنهایتش این است کهد...

باور کنید اگر چشم هایش را می دیدید،تا آخرِ عمر برای تمامِ شع...

به من نگویید ؛ منطقی باشو فراموشش کنیک بارفقط یک بار ،در چشم...

گفتی ریل ترین جنی؟ آره، اونم از اون مدل که دستت نمی‌رسه.بانو...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

خداوندا...منادی رابطه آن جهانی،چطور می‌شود نشانه ی بزرگی را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط