پ۴ ف۵ برگشتم و عرض ادب کردم توی حیاط حرم صندلی عروس داما

پ۴ ف۵ برگشتم و عرض ادب کردم توی حیاط حرم صندلی عروس داماد گذاشته بودن و رفتم نشستم همه خوشحال بودن و از من و رضا عکس میگرفتن بعد چند دقیقه رضا اومد کنارم نشست _خانومم خسته شدی +ن _هر وقت گفتی بریم برمیگردیم آخرای شب بود دعاهامو کردم و عرض ادب کردیم و خداحافظی کردیم از آقا و برگشیتم خونه ایی ک اجاره کرده بودیم برای خودم و رضا آب پرتغال گرفتم صداش زدم +عزیزم رضا آقای علیاری لطف کنید بیاید _الان میام لباسمو در بیارم +ن عوضشون نکن بیا _چشم اومد +چقد بهت میاد عزیزم بیا برات آب پرتغال گرفتم _دست خانومم دردنکنه باهم خوردیم و کنار هم عرق صحبت شدیم و عرق نگاهم +رضا _جانم + چجوری عاشقم شدی _بزا برات تعریف کنم لیوانو گذاشت روی میز
دیدگاه ها (۰)

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

سناریو:وقتی تو خواب گریه میکردی و...[هیونگ لاین]نامجون:با تک...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

I can be myself with himPart⁹²+ببخشید دختر کوچولوم..خیلی عصب...

KIM V

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

Part 49کیم‌ویا.تبا احساس خفگی از خواب بیدار شدمتهیونگ محکم ب...

Anya x Damianپارت۵۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط