ویو آت : لباسام رو پوشیدم پاشدم که برم خرید به هانا زنگ

ویو آت : لباسام رو پوشیدم پاشدم که برم خرید به هانا زنگ زدم جواب داد
آت:هانا به خبر خوب
هانا : چیه
آت :داداشم کارت داده دستم
هانا ایول بیا بریم خرید
آت :باشه ساعت ۵بریم
هانا : اوک
ویو ساعت ۵
هانا :آت بیا بریم لباس فروشی مردانه رو هم ببینیم
آت :ما که لباسامون رو خریدیم ول کن
هانا :بریم دیگه می‌خوام برای داداشم بخرم
آت :باشه بریم من برای نه ته هم خرید کنم
هانا :اوک بریمممم
ویو حمام زمان ته ته
ته:جیمیننن هفت میلیون تومنننن
جیمین :داداش بیا آب قند بخور
ته :توروو خدایاااااا «نعره »
جیمین :نفس بکش بیا آب قند و بخور
ته :باشه
جیمین :آفرین آروم باش
ته :یا ابلفضللللللللل
جیمین. :چه مرگتههه آروم ترسیدم
ته :۷۲میلوننن میشه باهاش گوشی خرید
چه گوهی خریدهه
جیمین : داداش ارومممم
دیدگاه ها (۱۳)

╭─────────────── 🎂 ───────────────╮✦ پارت ۶۳ | این بار ته طر...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

part:34که جیمین خونش به جوش اومد و با چشمای که حسادت ازش موج...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

پارت ۹ گفت آره حالا همتون برین استراحت کنین دیگه کاری با هات...

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

پارت⁸:))

dark love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط