#فراموشم_کن:)
#فراموشم_کن:)
-همون دختر فراری که خیلی وقت پیش از دست چند نفر فرار میکرد.
با اینکه اون روز چهراَت قابل تشخیص نبود ولی مطمئنم خودتی!
یکم به مغزم فشار آوردم.
به قیافش دقت کردم.
همه اتافاقای اون روز اومد جلوی چشمام.
کسی که جونمو بهش مدیون بودم الان جلوم بود...
+ تو... تو یعنی همون پسره ای؟
- دیدی گفتم خودتی! پس یادته؟
+ وای باورم نمیشه! بالاخره پیدات کردم ≧﹏≦
-ها؟
+ بعد از اون شب که از خونت رفتم هر چی گشتم نتونستم خونتو پیدا کنم. اونقدر ترسیده بودم که آدرسی یادم نمیومد. اسمتم که یادم رفت بپرسم . راستی اسمت جونگ... آه ببخشید شما آقایِ؟
-جئون. جئون جونگ کوکم.
+ آها. خوشبختم.
صبر کن ببینم تو واقعا عضو این گروهی؟ منظورم بی تی اسه. یعنی آیدلی؟
- آره، چطور؟
+ اوووم پس تعجبی نداشت خونت انقدر گُنده بود.
خندید و گفت:
- تازه فقط باغشو دیدی!!!
+ معلومه خیلی خرپولی.
خندش بلند تر شد :
- آره . به اندازه ی کافی پول دارم. خیلی زیادن.
*هــــــــِی قضیه چیه؟ به ما هم بگین! (جین)
- عامم خب....
و بعد همه ی قضیه ی اون شبو براشون تعریف کرد.
☆اوووو پس نباید تعجب کرد محافظی! ( جیمین)
❖واااوو تصورشم ترسناکه:/ ( جیهوپ)
+ خب ببخشید مزاحمتون شدم. خوشحال شدم دیدمتون آقای جئون! من باید تا صبح بیرون مراقب باشم، کاری داشتین خبرم کنین.
×باشه حتما (آراِم)
و بعدش از اتاقه اومدم بیرون و پشت در منتظر موندم...
- #Wallpaper🍇
- #fake - #v 🦋🕸
┉┉┉┉┉┉┈┉┉┉┉┉┉
https://wisgoon.com/pin/35534250/
این پست برای نظر همیشه بازه
-همون دختر فراری که خیلی وقت پیش از دست چند نفر فرار میکرد.
با اینکه اون روز چهراَت قابل تشخیص نبود ولی مطمئنم خودتی!
یکم به مغزم فشار آوردم.
به قیافش دقت کردم.
همه اتافاقای اون روز اومد جلوی چشمام.
کسی که جونمو بهش مدیون بودم الان جلوم بود...
+ تو... تو یعنی همون پسره ای؟
- دیدی گفتم خودتی! پس یادته؟
+ وای باورم نمیشه! بالاخره پیدات کردم ≧﹏≦
-ها؟
+ بعد از اون شب که از خونت رفتم هر چی گشتم نتونستم خونتو پیدا کنم. اونقدر ترسیده بودم که آدرسی یادم نمیومد. اسمتم که یادم رفت بپرسم . راستی اسمت جونگ... آه ببخشید شما آقایِ؟
-جئون. جئون جونگ کوکم.
+ آها. خوشبختم.
صبر کن ببینم تو واقعا عضو این گروهی؟ منظورم بی تی اسه. یعنی آیدلی؟
- آره، چطور؟
+ اوووم پس تعجبی نداشت خونت انقدر گُنده بود.
خندید و گفت:
- تازه فقط باغشو دیدی!!!
+ معلومه خیلی خرپولی.
خندش بلند تر شد :
- آره . به اندازه ی کافی پول دارم. خیلی زیادن.
*هــــــــِی قضیه چیه؟ به ما هم بگین! (جین)
- عامم خب....
و بعد همه ی قضیه ی اون شبو براشون تعریف کرد.
☆اوووو پس نباید تعجب کرد محافظی! ( جیمین)
❖واااوو تصورشم ترسناکه:/ ( جیهوپ)
+ خب ببخشید مزاحمتون شدم. خوشحال شدم دیدمتون آقای جئون! من باید تا صبح بیرون مراقب باشم، کاری داشتین خبرم کنین.
×باشه حتما (آراِم)
و بعدش از اتاقه اومدم بیرون و پشت در منتظر موندم...
- #Wallpaper🍇
- #fake - #v 🦋🕸
┉┉┉┉┉┉┈┉┉┉┉┉┉
https://wisgoon.com/pin/35534250/
این پست برای نظر همیشه بازه
- ۸.۰k
- ۱۵ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط