بخواب آرام ای عشقم ،که من بیدار بیدارم

بخواب آرام ای عشقم ،که من بیدار بیدارم
فراقت تا سحر هر دم، کند بیمار بیمارم
بخواب آرامِ جانِ من ،کنارت بودم و هستم
بخواب آرام من امشب ،چو هر شب سخت هوشیارم
تمام هستی ام خوابی ، برایت شعر می گویم
بخواب آرام تا فردا، که من مشتاق دیدارم
میان سینه ام بغضی، دل من گریه می خواهد
ز ترس بودن بی تو ، ز فکرش نیز بیزارم
دلم تنگ است می دانی ،که بی تو هیچ و تنهایم
نگر بر تلخی ام بی تو، به این روز و شب تارم
چه میشد گر سحر میشد، دلم بی تاب روی تو
نوازش کن مرا هر دم، که من بی عشق بیمارم
به چشمانت قسم عشقم ،که بی عشق تو میمیرم
دیدگاه ها (۳)

دیگر ای دنیا به نامم قرعه ای را وا نکنامتحان پس داده ای را د...

سلام ودرود.روزتان به خیر وخوشیامروزیکشنبه۱۳۹۴/۱۱/1827ربیع ال...

روی دیدار توأم نیست، وضو از چه کنم؟دیگر این جامه صد وصله رفو...

دلم عشقی هوس کرده که با من همصدا باشد بگویم" جان" و با نازش ...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

عاشقانه های شبنم بیادخان بابا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط