تو ای رویت چراغ و چشم خانه

تو ای رویت چراغ و چشم خانه
بدونت غمکده شد آشیانه
مذاب غم ز دل تا دیده سر رفت
کشیده غصه از هر سو زبانه
پریشان قلب من چون بید مجنون
نکرده زلف ها را بی تو شانه
نشسته طفل دل بیدار تا صبح
گرفته هی نبودت را بهانه
گلویش را گرفته بغض و ماتم
چو مرغی بی پر و بی آب و دانه
بیا ای مهربان شاد است دشمن
کشیده بهر من خط و نشانه
عدویی که همیشه در کمین بود
نموده تیر کین سویم روانه
بیا تا ساز قلبم را کنی کوک
بدون تار و بی چنگ و چغانه
نبودی تا ببینی با اجل هم
ز ناچاری زده دل چک وَ چانه
کمی مهلت گرفته تا بیایی
بگیرد عطر تو گلهای خانه
دیدگاه ها (۹)

ای آنکه فراقت شده اندوه زمانهجاری شده از هجر رخت اشک شبانهغا...

شبیه مرغک زاری کز آشیانه بیفتدجدا ز دامن مادر به دام دانه بی...

تو هم آنجا بودی...

شبیه مرغک زاری کز آشیانه بیفتد جدا ز دامن مادر به دام دانه ...

شبیه مرغک زاری کز آشیانه بیفتدجدا ز دامن مادر به دام دانه بی...

دی به رهش فکنده‌ام طفل سرشک دیده رادر کف دایه داده‌ام کودک ن...

قصیده‌ی زیبای ۵۸ بیتی از پروین اعتصامی💠 قسمت دوم: ۲۸ بیت مکن...

حسین جعفری

اکرم محمدی شاعر تهرانی

فال امروز چهارشنبه 24 دی 93 چهارشنبه 14 ژانویه 2015فال حافظف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط