پارت ۶۹

پارت ۶۹

ات: جیمین..... اخم....
جیمین: چیشده عزیزم
ات: میدونی که بدون تو خوابم نمیبره بیا بغلم کن بخوابیم
جیمین: اره میدونم ولی میترسم محکم بغلت کنم به بچمون اسیب بزنم
ات: پس بیا پیشم دراز بکش
جیمین: ات میترسم تحریک بشم یه کاری بکنیم
ات: نمیشی عزیزم بیا دراز بکش
جیمین: باشه

جیمین میاد روی تخت و کنار ات دراز میکشه

جیمین: ات اگه دیدی دارم کار اشتباهی میکنم جیغ بکش سربازا بیان کمکت
ات: باشه ولی هیچکدومشون زورش به تو نمیرسه

ات به جیمین نزدیک تر میشه و انگشتاشو روی بدن جیمین حرکت میده

ات: ددی..... اروم....
جیمین: ات بس کن..... عصبانی.....

ات اروم اروم با شیطنت دستشو پایین میبره
ولی قبل از اینکه دستش به دیک جیمین برسه
جیمین دستشو محکم میگیره و روی ات خیمه میزنه و دوتا دستاشو با یه دستش بالا سرش قفل میکنه

جیمین: ات گفتم بس کن..... داد....
ات: عصبانی میشی جذاب تر میشی

جیمین اون لحظه دلش میخواست ات رو محکم ببوسه ولی نمیتونست

جیمین: ات من دلم میخواد ببوسمت ولی نمیتونم
ات: میتونی البته با محدودیت زمانی
جیمین: چند ثانیه
ات: عوممم پنج ث

جیمین نزاشت ات حرفشو کامل بزنه شروع کرد به مکیدن اون میوه ممنوعه
دیدگاه ها (۶)

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

سفید و سیاه🤍🖤قسمت ۲۷آتسوشی هنوز داره آروم انگشتاشو روی گونه‌...

𓆩 پارت ۵۲ 𓆪 🖤ات با لبخند از جیمین فاصله گرفت و گفت:— برو باب...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

پارت ۹ گفت آره حالا همتون برین استراحت کنین دیگه کاری با هات...

پارت ۱۹۵

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2 وقتی یکی تورو کتک زده و جیمین باخبر میشه...«ویو ا...

صدای زنگ که پیچید، ات با ذوق وسایلش رو جمع کرد. امروز جیمین ...

دوپارتی درخواستی

dark life = 40

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط