عصرها تنگ غروب ...

عصرها تنگ غروب ...

غرق در عمق خیال ...

و نگاهی که به اندوه دلم دوخته ام ...

لحظه ها ثانیه ها عقربه ها ...

گذر کند زمان ...

و تماشای شب فاصله ها ...

در نهانخانه ی تاریک سکوت ...

سازبی مهری تو ...

راز صندوقچه ی گریه ی من ...

وشبی وهم برانگیز ...

وحشت باور ساعت هایی ...

که مرا بی تو رها خواهد ...
دیدگاه ها (۱۴)

زندگی ات را خودت مینوازی ...به زودی خواهی فهمید ...مهم نیست ...

نـگـــــاه کـن...شبـــــ کــه مـﮯ شــــود ...خــاطــراتـــــ...

ﻣـــﺎ ﺁﺩﻣــــﺎ ﻫـﻤـﯿــﺸـــﻪ ...ﺩﻟـﺘـﻨــﮓ ﺍﻭﻧﯽ ﻫـﺴــﺘــﯿـــﻢ ...

قـهـوه خوشمــزه استـــــ ...خوشمزگــی اش ...بـه همــان تلـخ ...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁴⁴پس...بهتر است ترس ...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

پارت ۲۶: سایه‌ی شومِ آرامشسنگینیِ پلک‌هایش مثلِ سرب بود. اول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط