دیشب که گوشیم دست خواهر زاده ام بود، خوابم گرفت ،گفتم باز

دیشب که گوشیم دست خواهر زاده ام بود، خوابم گرفت ،گفتم بازیت تمام شد گوشیم و زار پشت سرم ، نگو رفته تو تنظیمات صدای اعلانها رو عوض کرده، تم سیاه شبانه گذاشته، نصف شب با صدای ناهنجار اعلانها بیدار شدم ، من که خواب های کرونایی دیده بودم و هنوز چشمام خوب باز نشده بود، دیدم نوشته ،وزارت وحشت، وزارت وحشت... هی پیام عوض کردم ، هی نوشت وزارت وحشت،بعد خوب بیدار شدم دیدم نوشته وزارت بهداشت. دستاتون و با صابون بشورید. سفر غیر ضروری نروید. به ما اعتماد کنید .تنها مرجع اطلاع رسانی کرونا وزارت بهداشت....
ای تو روحتون، آخه نصف شب من پیام بهداشتی میخوام چه کار.
دیدگاه ها (۱)

part ۱۹جینا: باشه باشه... چیزی نمیگمکوک: بهتره چیزی نگیاز کن...

رمان

فیک تهیونگ مافیایی

دختر تنها{3}

رمان تو خود منی

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

فیک قلدر مدرسه(part 13)ویو یوریبا صدای آلارمه گوشیم بیدار شد...

اسیر مافیا پارت ¹ویو ا.ت با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط