مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مدام میشکستیم

مدام میشکستیم
و شکسته هایمان را
بند میزدیم و ادامه میدادیم
اشک میریختیم
اشک هایمان را
خودمان با دست های خودمان
پاک می کردیم
و دوباره با تمام جسارت
روی پاهای خودمان می ایستادیم
ما بیش از اندازه قوی بودیم
به کسی تکیه نمیدادیم
با کسی از دردهایمان نمی گفتیم
و از کسی کمک نمی خواستیم

ما به قیمت همین قوی بودن از پا در اومدیم
قوی بودن را برای ما بد تعریف کرده بودند
دیدگاه ها (۰)

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

گاهی باید یاد بگیری خودت را، حتی بدون تأیید دیگران، دوست داش...

ما بیش از اندازه قوی بودیم؛مدام می شکستیم، شکسته هایمان را ب...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط