مدام میشکستیم
مدام میشکستیم
و شکسته هایمان را
بند میزدیم و ادامه میدادیم
اشک میریختیم
اشک هایمان را
خودمان با دست های خودمان
پاک می کردیم
و دوباره با تمام جسارت
روی پاهای خودمان می ایستادیم
ما بیش از اندازه قوی بودیم
به کسی تکیه نمیدادیم
با کسی از دردهایمان نمی گفتیم
و از کسی کمک نمی خواستیم
ما به قیمت همین قوی بودن از پا در اومدیم
قوی بودن را برای ما بد تعریف کرده بودند
و شکسته هایمان را
بند میزدیم و ادامه میدادیم
اشک میریختیم
اشک هایمان را
خودمان با دست های خودمان
پاک می کردیم
و دوباره با تمام جسارت
روی پاهای خودمان می ایستادیم
ما بیش از اندازه قوی بودیم
به کسی تکیه نمیدادیم
با کسی از دردهایمان نمی گفتیم
و از کسی کمک نمی خواستیم
ما به قیمت همین قوی بودن از پا در اومدیم
قوی بودن را برای ما بد تعریف کرده بودند
- ۵۸۳
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط