اون موقع ها که از طرف مدرسه میرفتیم اردو

اون موقع ها که از طرف مدرسه میرفتیم اردو
انقد تو ماشین برای سلامتی آقای راننده صلوات میفرستادیم
فک کنم اگه راننده سرطانم داشت همون شب شفا پیدا می کرد
دیدگاه ها (۱)

یهو گلههههه ای همه رو باهم زدن !!که بگن نه ما عداااالت رو در...

سناریو جونگکوک

پارت ۴ : عزیزم اونجا برای تو که ۱۵ سالته جای بازرگیه . × من...

پارت سوم معرفی کتاب زرد پوست: اما من نوشیدنی می‌خوردم که میل...

اهم_ کپشن

ᴘᴀʀᴛ ۲۶ | یه حس عجیبچند هفته از شروع مدرسه گذشته بود.آرا کم‌...

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط