پارت سوم معرفی کتاب زرد پوست:

پارت سوم معرفی کتاب زرد پوست:

اما من نوشیدنی می‌خوردم که میل عجیب و تاریکم برای کشتن آتنا لیو رو سرکوب کنم

آخر شب، گفت بریم خونه‌ش ، خسته بودم ولی رفتم اون آپارتمان لعنتی یه جای شیک و لوکس و یه اتاق مخصوص نویسندگی با یه دستگاه تایپ قدیمی، آتنا عاشق اون ماشین تایپ بود داشتم تو اتاقش می‌چرخیدم که چشمم خورد به یه کوه کاغذ با یه "پایان" در آخرش همون موقع آتنا اومد، گفت اون داستان رو همین امروز تموم کرده، و هنوز هیچکس جز خودش نخونده 🙂📝
ساعت از نیمه شب گذشته بود که تصمیم گرفت پنکیک درست کنیم و مسابقه بذاریم که کی بیشتر می‌تونه بخوره، خندیدیم، خوردیم، با شیر قورت دادیم .🍯🥞

#کتاب #کتابخوان
دیدگاه ها (۰)

پارت چهارم معرفی کتاب زرد پوست: و من یه لحظه نگاهم افتاد به ...

🌕 پارت اخر معرفی کتاب زرد پوست: 〰 ژانر: ادبیات داستانی/ معما...

پارت دوم معرفی کتاب زرد پوست: از همون بعد فارغ‌التحصیلی با ن...

یه نفر مُرده.نه قتل. نه تصادف. نه حتی یه قطره خون..🩸و یه نفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط