تقاص عشق

تقاص عشق
پارت ۷

جیمین : سلام کوچولو اسمت چیه
دینا : اسمم دینا هستش آقا اسمه شما چیه
جیمین خنده ای کرد و گفت
جیمین : اسمم پارک جیمینه و از این به بعد بابای تو میشم
دینا : یعنی شما منو از اینجا می برید
جیمین : آره از این به بعد تو با من زندگی میکنی
دینا خیلی خوشحال شد و با اون دست های کوچولو اش دست جیمین را گرفت
دینا : بریم
جیمین : باشه میریم سوهیوک کارای اینجا با تو
مدیر : صبر کنید وسایلشو باهاش نمی‌برید
جیمین : نه خودم همه چی رو براش فراهم میکنم
جیمین دست‌ کوچولو دینا رو گرفت و از يتيم خانه خارج شدن سوار ماشین شدن
دینا در حالی که داشت به جیمین نگاه میکرد با لحنه بچه گانی گفت
دینا : آقا چلا منو به فلزندی گلفتین
جیمین : کوچولو ببین از این به بعد بهم بگو عمو نه آقا
دینا : اما سؤال من که این نبود
جیمین : زرنگی
دینا : تا دلتون بخواد من زلنگم
جیمین خنده ای کرد
جیمین : خیلی خوبه پس خوب نقشه های میتونیم بکشیم ،دینا : می‌خواهیم آدم بکشیم
جیمین‌: نه کوچولو آدم نمی کشیم الان میریم خونه من و اونجا اتاقت رو نشونت میدم
دینا : یهوووو اتاق دالم
ات : آرام باشید کوچولو ها وگرنه تنبیه میشید
با صدای در کلاس که باز شد ات نگاهش رو داد به در
مدیر مهدکودک به سمته ات آمد
مدیر : معلم مین قراره از فردا یه بچه دیگخ تو کلاس شما بیاد
ات : اما لیست شاگرد های من پر شده دیگه نباید تو ایم کلاس شاگرد دیگی بیاد
مدیر : نه اون ها اسرار کردن تا تو همین کلاس باشه
ات : باشه بیاد ادب کردنه یه بچه دیگه برام کاره راحتیه
مدیر : باشه پس از فردا میاد
زنگ به صدا در اومد و همه بچه ها سریع بلند شدن
ات بخاطر کاری که داشت رفت اتاق اش و مشغول کار اش شد ......
دیدگاه ها (۱۶)

پارت ۸۱ و ۸۲ حذف شده رمان سلطنت بی رحم

اسلاید پارت ۶

تقاص عشق پارت ۶ات با باندی که رویه پیشانیش بود سمته کمد اش ر...

تقاص عشق پارت ۵ ات وقتی چشم هایش را باز کرد یونگی را دید که ...

part33 عشق پنهان《ویو ات》از خواب بیدار شدم دلم درد میکرد جونگ...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁴²یونگی 🪽 میخوای یکم اینجا بمونیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط