حقیقت دارد که تو می توانی با دست های من ،

حقیقت دارد که تو می توانی با دست های من ،

سه تار قلم مو را بنوازی . . . .

و نُت های رنگ پریده را فیروزه ای کنی . . . .

( باید بسیار زیسته باشی که این همه از آسمان آکنده ای)

حقیقت دارد که من می توانم با شعر های تو ،

با باران مشاعره کنم و بند نیایم . . . .

( باید بسیار گریسته باشم که این همه در واژه های تو غوطه ورم)

تا من بنفشه ها را میان شب های زمستان قسمت کنم ،

تو یک خوشه انگور به صدایت تعارف کن . . . .

خطی از شعرهایت را که بخوانی ،

سال ، تحویل می شود . . . .

(حقیقت دارد که در حضور تو بودن .. همیشه از نبودن زیبا تر است)
دیدگاه ها (۴)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۵ ‌درهای عظیم برج سا...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀𓆩 پــارت دوازدهــم 𓆪 🖤🥀اتاق در تاریکی مطلق فرو رفت...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

🖤 پارت شانزدهم | صدای مادرجونگکوک هنوز به صفحه‌ی خاموش گوشی ...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

فصل سوم: پژواکِ رازی که در سکوت دفن شدصدای ممتد دستگاه ضربان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط