معلم گفت : عشق را معنا کن

معلم گفت : عشق را معنا کن
پسرک جواب داد : نمیدانم عشق چیست
اما وقتی
مادرم صبحها لقمه نان و پنیرش
را در کیفم میگذارد
و به دروغ میگوید
عزیزم بخور باز هم هست
دلم میلرزد

دروغ مادرم
یا شاید لرزش دلم همان عشق باشد 
دیدگاه ها (۸)

فقط موقعی که آدم فکر خوب می کند قیافش زیبا می شود. هر فکر ب...

خیلی قشنگه بخونید:ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ...

امیدوار باش به روزهای پیش رویت زندگی پر از سورپرایز رنگیه......

شبتون بهشت خود را به خدا بسپار،وقتی که دلت تنگ استوقتی که صد...

میم مثل مادر...

^فیک جونگکوک^(پارت۵۹)

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:39جونگکوک یک قدم عقب تر رفت.. -پسرم؟ مرد چیزی نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط