[بازی مرگ ]

[بازی مرگ ]
پارت43

جونگ کوک نگاه سرد و سنگین اش رو به اتاق بهم ریخته ای که برادراش روز ها و شب ها رو در اون سپری کرده بود انداخت فضای اتاق جهنمی تاریک و خفقان آورد بود بوی گند الکل مواد مخدر سیگار و عرق از کیلومتر ها دور تر به مشام می‌رسید ملافه های چروک و نامرتب تخت رد بدن های نشون میدادن که ساعت ها اینجا درهم می‌پیچیدن،
کنار جی یون دو زن با اندام نیمه برهنه مثله سایه ای وهم آلود نشسته بودن
چهره هاشون چیزی جز رضایت از لذت های رابطه های بی‌شرمانه نمی‌گفت
نه شرمی داشتن نه خجالتی حتا از حضور جئون جونگ کوک مردی که قدرتش تن هرکسی رو بی‌اختیار میلرزوند اما برای اون زن ها انگار یک بازی بی قید و شرط بود
یکی از زن ها بی انتها لب هاشو محکم به لب های جی یون کوبید صدای برخورد لب هاشون چنان بلند بود که دو یون سرباز با وفایی جونگ کوک که پشته سرش ایستاده بود سرش رو پایین انداخت صدای یکی از زنا آغواگرنه که حاصل از عشوه بود در فضا پیچید
ـ او ددی این کیه
جی یون که مستی از کلماتش می‌بارید با لبخند کج و صدای کش دار لب زد
جی یون : داداش کوچیکه ...چرا نمیای چهار نفری خوش بگذرونیم دختر ها خندیدن انگار این دعوت اونا رو به میدون لذت کشیده بود مثل دو مار خوش خط و خال بدن برهنشون رو به تن جی یون میپچیدن یکی از دختر ها بزاق خیسش رو به انگشتاش کشید و روی سینه جی یون مالید
جونگ کوک که دیگه داشت به مرز انفجار می‌رسید کتش رو در آورد و بی حوصله یه طرف دو یون گرفت اون هم بلافاصله ازش گرفت
خشم مثله زهری در رگ های جونگ کوک می‌جوشید انزجار از این صحنه چندش آور با نگاه سرد و بی رو روح به دختر ها نگاه کرد.
جونگ کوک : برید بیرون
دختر ها به جی یون چسیدن یکی شون با حالت لوس مانندی گفت
ـ ددی این چی میگه
دیگری با پررویی ادامه داد ...: چرا تو نمیری مزاحم ما شدی
جونگ کوک کلافه چشم هایش را بست و نفس عمیقی کشید لحظه ای بعد کلت اش را از کمرش برداشت و به طرفه دختر ها نشون گرفته صدایش مثله گلوله ای در فضا طنین کرد جونگ کوک : خیلی وقته هرزه ها رو سلاخی نکردم بدم نمیاد رو شما امتحان کنم
دو یون به نگاه جدی و ترسناک اربابش خیره شد میدونست جونگ کوک شوخی نداره پس با اشاره به دختر ها فهموند که رئیسش به شدت جدیه
جی یون که میان دختره ها ام داده بود گاه گاهی از شرابش می‌نوشید جونگ کوک که دیگه جوش آورده بود با صدای بلند داد زد
دیدگاه ها (۱)

بازی مرگ ]پارت 44جونگ کوک : فاک بهتون گور تونو گم کنید فریاد...

[بازی مرگ ]پارت 45جونگ کوک : فقط بخاطر مادر که خیلی اصرار می...

[بازی مرگ ]پارت 42جعبه موسیقی قدیمی مانندش را برداشت خیلی بر...

بازی مرگ ]پارت 41هری : یه گلدون به اندازه وزن من پول میخواد ...

P58ماشین آروم بین خیابون‌های خیس سئول حرکت می‌کرد،نور چراغ م...

ادامه58 قسمت 1نورهای بنفش و آبی کلاب هر چند ثانیه یک‌بار روی...

ادامهp58 قسمت2حدود یک ساعت از اومدن جی‌یون به کلاب گذشته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط