شب

شب
روی تخت من دراز كشيده
هی از تو حرف می‌زند
اين ساعت بی‌حوصله هی حرف می‌زند
هی زبانش می‌گيرد

مرا كشت تا بگويد صبح !
آی رويای چند ساله‌ی شب های تاريک
تو نيمه‌ی ماهی بودی
كه دريا
چروك‌ ات كرده بود!
با توام
رويای غرق شده‌ی من
تمام صدف‌ها در آغوش تو
خواب مرواريد می‌بينند‌!
يادت باشد كه من
تنها پيشانی‌ات را بوسيدم
در رويايی دور!

#بکتاش_آبتین

شبخوش🕊
دیدگاه ها (۰)

گاهی گمان نمی کنی ولی می شودگاهی نمی شود نمی شود که نمی شودگ...

#شعرانه

#پند_دونی

My little princess...Part 19تهیونگ : کم‌مونده بگه می‌خوام تو...

پارت آخر ---صبح شد. نور کمرنگ از لای پرده‌ها به داخل می‌ریخت...

مردی در ساحل...[پارت دوم]ات چند دقیقه‌ی دیگر کنار یونگی ایست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط