تا غروبی از پس غم می وزید

تا غروبی از پس غم می وزید
یاد تو
بر خاطراتم می چکید
می چکید و
من دُچارت می شدم
باز من صید و
شکارت می شدم........................
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

خدا جانمدستِ ما گير كه در ورطه‌ی غم می‌افتيم، يادِ ما باش كه...

عاشقانه های شبنم

باز با مهتاب وشب ياد تو پيدا مي شوداشكهايم در فراقت باز دريا...

به یاد داشته باش:بسنده نکن به آن‌ها که باعث می‌شن احساس کنی ...

🕊✍️دلنوشته ایی برای پدرم🕊فکر تو را حتی در میان خنده‌هایم نمی...

از چشمم هرگز نیفتد خنده ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی ...

چه بود زندگی؟اگر تو نمی‌رسیدیو مرا از لابلای خون و جنون نجات...

هر که دلارام دید، از دلش آرام رفتباز نیابد خلاص، هر چه در ای...

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

《بــانـوی مـوسـیـقـی و گـل 》❤️تـــو‌زیـبــاتـریـن حُـزنِ مـن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط