_سناریو_

وقتی مریضه و تو ازش مراقبت میکنی
نامجون:لیدی میدونستی خیلی بی نقصی؟
ا.ت:استراحت کن بچه وقت لاس زدن نیست
نامجون:میخوام اما تا وقتی انقد قشنگی نمیتونم بهت نگاه نکنم
ا.ت:کاش همیشه انقد رمانتیک بودی*خنده
*
جین:ا.ت میدونستی عاشقتم؟
ا.ت:اوه واقعا؟
جین:آره...فقط سوپی که درست کردی یکم شوره
ا.ت:نمیخوام عاشقم باشی...مرتیکه نمک نشناس*داره رو پیشونی جین پارچه خیس میذاره
جین:میخنده*فکر میکردم من شبیه مامانا رفتار میکنم نگو تو از من بدتری
*
یونگی:ا.ت جونم بخدا اگه بذاری بخوابم خیلی زودتر خوب میشم
ا.ت:گفتم که نه یونگی دکتر گفت باید قرصات رو سر وقت بخوری
یونگی:نمیدونم چرا ساعت یه دارو باید چهارصبح باشه
ا.ت:واسه تو که فرقی نمیکنه..توتمام ۲۴ ساعت خوابت میاد*خنده
*
هوسوک:عزیزم حالم خوبه لازم نیست بیدار بمونی
ا.ت:چی میگی هوپ؟کجا حال خوبه؟تو تب داری میسوزی*پارچه رو روی پیشونی ش میذاره
هوسوک:اما آخه اینجوری اذیت میشی
ا.ت:وقتی اذیت میشم که میبینم تو حالت بده و انقد درد میکشی هوپ رو بهتر شدن تمرکز کن این همه قرص و دارو تا حالا باید اثر میکرد
هوسوک:باشه*لبخند
ا.ت:وقتی لبخندات بی جونن دلم میخواد بمیرم هوپی...تو حالت خوب میشه...زودی حالت رو خوب میکنم
هوسوک:ممنون خورشیدمن
*
جیمین:بیبی موچی گفته بودم عاشقتم؟
ا.ت:چرا چون برات سوپ پختم؟*خنده
جیمین:نه چون به هرچی دست میزنی ازش گل جوونه میزنه هرکاری میکنی بی نقصه حتی نفس کشیدنت زیبا ترین نوع نفس کشیدنه
ا.ت:اوه مستر قول نمیدم اگه انقد جذاب باشی بوس بوسیت نکنم اونوقت منم مریض میشم و دیگه کسی نیست ازت مراقبت کنه
جیمین:تو هرچی میخوای بگو ولی از نظر من تو یه الهه ای که داری سرمو کلاه میذاری و هویتت رو مخفی میکنی
ا.ت:جیمین داری هذیون میگی بچم...تب داری*دستشو میذاره رو پیشونی جیمین
جیمین:فکر کنم وقتی حالم خوب نیست بیشتر از همیشه عاشقتم*بی‌حال
*
تهیونگ:ا.ت قول میدی هیچوقت تنهام نذاری؟
ا.ت:چرا باید تنهات بذارم؟*خنده
تهیونگ:نمیدونم...ولی اینو میدونم که تو اگه بری من میمیرم
ا.ت:بخواب تهیونگا باید استراحت کنی
تهیونگ:میشه برام آهنگ بخونی؟
ا.ت:بهترین ووکالیست جهان داره اینو میگه؟
تهیونگ:فکر نکنم این طور باشه چون تا جایی که من میدونم بهترین صدای دنیا متعلق به توئه
ا.ت:خیلی خب باشه...
I had a dream
من یه خواب دیدم
I got everything I wanted
توش هرچی که میخواستم رو داشتم
But when I wake up I see
اما وقتی که بیدار میشم
You with me
تورو کنارم میبینم
And you say
وتو میگی
As long as I'm here no one can hurt you
تا وقتی که من اینجام هیچکس نمیتونه بهت آسیب بزنه
تهیونگ:*خوابش برده
ا.ت:بخواب خرس عسلی*پتو ش رو روش میزنه و پیشونی ش رو میبوسه
*
جونگکوک:ا.ت من که مریضم..شیرموز هم که برا گلوم بده ولی به جون مامانم اگه بفهمم بدون من شیرموز خوردی بلایی سرت میارم که مرغ های آسمون به حالت بزان<زایمان کنن>
ا.ت:حتما جئون فقط احیانا مرغها مگه تخم گذار نبودن و اینکه طرف ما مرغهای آسمون گریه میکنن
جونگکوک:نه خیر مرغهای منن خودم تصمیم میگیرم چکار کنن
ا.ت:تب داری کوک*دستشو میذاره رو پیشونی کوک
جونگکوک:سر منو میخوای شیره بمالی؟
ا.ت:نه جدی میگم یکم بخواب
جونگکوک:شیرموزامو شمردم ا.ت یدونه ازشون کم بشه بجای تمام خوراکی هایی که تو این یه هفته نخوردم میخورمت
لایک و کامنت؟
دیدگاه ها (۲)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت۳منو برد تو اتاق بی صدا اشک م...

🐯 تهیونگ: مرموز، شوخ و شجاع؛ بعضی سرنخ‌ها به گذشته‌ی او مربو...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

گل خونی پارت 41: چرا  میری تازع داشتیم حرف میزدیم - باید گوش...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط