من اختیار نکردم پس از تو یارِ دگر

من اختیار نکردم پس از تو یارِ دگر

به غیر گریه، که آن‌هم به اختیارم نیست

چه عالمی که دلی هست و دل‌نوازی نه

چه زندگی که غمم هست و غم‌گسارم نیست...
دیدگاه ها (۱)

چرا نگاه می کنی ؟تنها ندیده ای ؟به من نخند ....من هم روزگاری...

واژه هایی که عاشقانه می شوند … ترانه می شوند و یکی میخواند و...

خدایا...! این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکندفکری کن...

ماه من غصه چرا؟تو مرا داری و من هر شب و روز آرزویم همه خوشبخ...

آن چیز که در سینه‌ی من بود، دگر نیستآن عشق که جان‌مایه‌ی غم ...

دلی که در دو جهان جز تو هیچ یارش نیستگرش تو یار نباشی جهان ب...

دسـت مـن نـیسـت که مـن ، بی تو هنوز ویرانم ...دست من نیست که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط