𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡
p3۴
جونگکوک با چشم های گشاد شده ی متعجب به تهیونگ خیره شد:« چی رو؟ چشم های تهیونگ کمی لرزیدند:« نگاه ها.. پچ پچ ها.. »
جونگکوک درحالی که انگشتش هنوز لبه ی هدفونش بود به اطراف خیره شد. بعد دوباره نگاهش رو به تهیونگ داد:« تو آیدلی، این چیزا باید برات عادی باشه. »
قدرت تهیونگ کلمات بود‌‌. اما اکنون قدرتش در برابر نگاه ها خدشه دار شده بود. نظرات مردم، اولین و آخرین چیزی بود که توانایی از پا در آوردن تهیونگ رو داشت.
جونگکوک موبایلش رو برداشت تا آهنگ رو عوض کنه و دوباره به خلوت خودش برگرده؛ اما با دیدن صدها نوتیف روی گوشیش دست نگه داشت.
انگشتش رو روی آخرین نوتیفی که به موبایلش ارسال شده بود کوبید. کسی داخل اینستاگرام پستی رو برای جونگکوک فوروارد کرده و زیرش نوشته بود:« واقعا ناامید شدم. فکر میکردم حداقل یه فرصت داشته باشم! »
با دیدن نوتیف، چهره ی جونگکوک در هم رفت. روی پست کلیک کرد. با دیدن آیدی کمپانی چشم هاش گشاد شدند.
هنوز محتوای پست برای جونگکوک باز نشده بود. آنتن توی جایی که ایستاده بودند خیلی بد کار میکرد.
چشم های جونگکوک سمت کپشن هدایت شدند. « 🥳بیاید به کاپل دوست داشتینمون تبریک بگیم و بهترین هارو براشون آرزو کنیم. »
‌عکس ها ناگهان بر صفحه ی موبایل ظاهر شدند.
زنجیر نگاه جونگکوک به عکس ها قفل شدند.
چند عکس اول، عکس هایی بودند که داخل استادیو عکس برداری شده بودند. اما سخ عکس آخر، از پشت پنجره گرفته شده بود. یه عکس از تهیونگ و جونگکوک داخل اتاق رختکن.. اولی هنگامی که جونگکوک کنترلش رو باخت و لب هاش رو بر لب های تهیونگ کوبید، دومی هنگامی که از کلمات مقابل هم استفاده میکردند، در فاصله ای کم. لحظه ای که مقابل هم قرار گرفته بودند و کلمات مانند مشتی به سینه هایشان بود ثبت شده بود و حالا به عنوان صحنه ای عاشقانه و ملتهب به خورد مردم رفته بود. سومی، زمانی که تهیونگ انگشت کشیده اش رو به آرومی بر لب های جونگکوک کشید تا جونگکوک رو به سکوت دعوت کنه.
سه عکس، سه تیر بر قلب هردوی اونها.. تجاوز به حریم شخصی و خراب کردن وجهه ی عمومی..

امروز قرار نبود پارت بذارم و خیلی خستم پس نبینم یکی بیاد بگه کمه هاا
شرط:
۱۲۰ لایک ۱۰۰ کامنت (نرسه نمیذارم.) ۴۰ بازنشر
دیدگاه ها (۱۳۵)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_5 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄بی ه...

پارت پنجم:حقیقتی که میکُشد. این بار جونگکوک بدون حرف دنبالش...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. عضلات بازوی تهیونگ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟏اتاق برای چند ثانیه توی سکوت فرو رفت.ا...

dark life = 39

ادامه پارت ۷۴

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 162✦...................

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

«رایحه پنهان»جونگکوک از اینکه پسر بدون هیچ اعتراضی همون‌جا ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط