وقتی کوچک بودم

وقتی کوچک بودم
فکر میکردم آدمها چقدر بزرگند
و ترس برم میداشت
بزرگ که شدم دیدم
بعضی آدما چقدر کوچکند
و بیشتر ترسیدم!

#آلفرد_هیچکاک
دیدگاه ها (۱)

#بهترینها دلم پروازمی خواهددرآسمان خیالدربیکران آزادیدلم پرو...

ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﻬﺎﯾﻢ، همہ ﮔﻔتݧﻋﺎلے ﺑﻮﺩﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻨﺪڪہ ﺩﺭﻣﺎنے،ﺑﺮﺍےﺯﺧﻢ ...

ﺣﻼﻟـﻢ ڪﻦ اگہ ﺭﻭﺯے گرﻓﺘـﺎﺭ ﺩﻟﺖ ﺑﻮﺩﻡﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ڪہ ﺧﻮﺵ ﺑﻮﺩےﻭﺗﻨـهام...

وقتی زندگی شیرین استبگو متشکرم و جشن بگیر …و هنگامی که زندگی...

وقتی کوچک بودمفکر می‌کردم آدم‌ها چقدر بزرگند و ترس برم می‌دا...

لبِ پنجره نشسته بودم و به خیابون خیره شده بودم؛ آدم‌ها میرفت...

داستان عشق اول و آخرنویسنده: آت ۱۹ سالشه و جونگ کوک ۲۵ سالشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط