قسم میخورم....

قسم میخورم....
دیگر نامت را در اشعارم نخواهی دید
روی جلد دفتر شعرم نوشته ام که...
لعنت خدا بر پدر و مادر کسی که دراین مکان آشغال بریزد*
دیدگاه ها (۱)

واااای عاشقشمممممخیلی دوسش دارمنمیتونمممممممممممممم میخوامشش...

Otagh baghli Part 50 «ویو ا/ت بعد از مدرسه » صدای قدم هام رو...

پارت نهم | حقیقتات پرونده را روی میز گذاشت.دست‌هایش می‌لرزید...

داستان عاشقانه جدید

راز خون پارت ششم

نوشتنپارت هشتم: اتاق ۱۳ 🗝️🖤درِ زیرزمین با صدای بلندی باز شد....

🖤 پارت شانزدهم | صدای مادرجونگکوک هنوز به صفحه‌ی خاموش گوشی ...

لحظه ی دیدار با تو درخواستی سلام🫡 خب من یه مدت فیک نوشتم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط