مرا صدا بزن

مرا صدا بزن
بگذار هوا معطر شود
شمعدانی ها به رقص بیایند
از شنیدنِ نامم از زبانِ تو
مرا در آغوش بگیر
بگذار میانِ حجمِ بازوانت
مچاله شوم
تا طعم شیرینِ عشق
به خوردِ جانم برود
مرا ببوس
بگذار با لمسِ لبهایت
مست شوم
غزل غزل عاشقانه بِسُرایم
مرا نگاه کن
بگذار در چشمانِ تو
زندگی را زندگی کنم
دیدگاه ها (۲)

دوست دارم میدونی که این کار دله گناه من نیست تقصیر دلهعشق تو...

به کی دل سپردی که منو بردی از یاد هنوز من نرفتم بگو کی دل به...

من جمله‌ دوستت دارم روخیلی بیشتر از عاشقتم دوست دارمانگار یه...

هرگز نمی شود که تو را دید و بعد از آنجایی نفس کشیدبجز در هوا...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط