پیش از این عاشقان

پیش از این عاشقان
از عشقشان که میگفتند
می خندیدم!!
اما.....

به مهمان خانه که بازگشتم
قهوه ام را در تنهایی که نوشیدم

دانستم که چگونه
خنجری از تبار عشق
پهلو می شکافد و بیرون نمیرود...!!

«نزار قبانی»
دیدگاه ها (۳۷)

باید آگهی دهم به صفحه نیازمندیهمه روزنامه ها:ای تو..ای تو..ا...

زیبایی تو .......پاییز است!!که با کشتن درختپدیدار می شود..!!...

ای وای (-:

و آن دیوار که چندی بودبهار را فراموش کرده بود.....ترک خورد!پ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

عاشقانه های شبنم

،‎شما که نبودید؛ اما خدای‌تان بود. می‌تواند گواهی بدهد راه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط