ای پری واره ی افسانه های شیرین

ای پری واره ی افسانه های شیرین


بــگــذار عــآشقـــی کـــنم بـــا تـــو


 


بـی خـیـــال تمـــآم مـنـطـق هـــآ


بــگــذار دیـوآنـگـــی کـــنم بـــا تـــو


 


دلـگـیــرم از این ژســت ر ِنــدانـه


بــگــذار سـآدگـــی کـــنم بـــا تـــو


 


زنـ ـ ــده ام بـه امـیــد لـبـخــنـدت


شادباش،بـگـذار زندگی کـنم بـا تـــو


 


خـــدآ را لمس کرده ام کنج لبهایــت


بــگــذار بــنــدگـــی کـــنم بـــا تـــو


 


خـسـ ـ ـ ـــتـه ام از تــمـآم دنـیــ ـا


بــگــذار خـستـگـــی در کـــنم بـــا تـــو
دیدگاه ها (۷)

برادر ناتنی

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

پارت: 3 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«اینجا چه خبره؟»صدا، بلند ن...

عاشقی باتو ای پری واره ی افسانه های شیرین بــگــذار عــ...

ای پری واره ی افسانه های شیرینبگذار عاشقی کنم با توبی خیال ت...

ای پری واره ی افسانه های شیرینبگذار عاشقی کنم با توبی خیال ت...

آرام بیا در آغوشم ، بگذار احساس کنم که تو در کنارمی…لبت را ب...

مرد مغرور قصه های مناز کنار عاشقانه هایم بی تفاوت نگذرمن تما...

معنای من ... کمی آرام تر ، بگذار من هم پا به پای تو به دنب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط