همـۀ حواسـم را جمــع میکنـم ...

همـۀ حواسـم را جمــع میکنـم ...

تـا خـیـالـتـــ را کـم کنـم ...

امـا تمـامِ یـادتــــ در "مــن"...

ضـربـــــ مـی شـــــود ...

و "مـن" تقسیــم می شــوم ...

در "تــــــــو" ...

مـی بـیـنــــی ...؟؟؟

عـجـبــــ دنیـایِ بــی حساب و کتابی ستـــــ ...

خیـلــی دور هـم که بـروی ...

نقطــه نـمـی شـــــوی ...

ســـه نقطــه میشـــــوی ...

در شـعـرهـایـــــم " ... "
دیدگاه ها (۷)

دیدی که سخــت نیستـــــــ ...تنهـــــا بــدون مـــــن ...دیـ...

در من کوچه هاییست که با تو ....سفر هاییست که با تو ....روزها...

از ســرزمینـی می‌‌آمــد ...کـــه مـردمـانـش ...دوستتـــــ دا...

عشـــــق همـــــان ...لـی لـی بـازی کـودکـی بـــــود ...کــ...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

⁨⁨ تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط