چون زلف توام جانا در عین پریشانی

چون زلف توام جانا در عین پریشانی
من چشم تو را مانم تو اشک مرا مانی
من خاکم و من گردم و من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و در جانی
دیدگاه ها (۱)

زندگی یعنی بمیری در هوای یک نفر.مرده باشی جان بگیری با صدای ...

وقتی میخوام بگم دوست دارمقلبم میلرزه از گفتنش.واسه اینکه حس ...

_ندیدنت...سخت است...اما...همین که میدانم...هستی...و...حالت خ...

❤R.A❤

چشم مستت چه کند با من بیمار امشب این دل تنگ من و این تن بیما...

« اندیشه های ماندگار » ویلیام شکسپیر Shakespeare نمایشگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط