از درد بی کسی دارم یواش یواش زار می زنم – واسه تموم قصه ه

از درد بی کسی دارم یواش یواش زار می زنم – واسه تموم قصه ها اسم تو فریاد می زنم

 

می خوام بگم دوستت دارم ، عاشقتم تا آخرش، رسمش نبود که بی وفا منو کشتی از اولش

 

هیچی نخواستم غیر تو و دوستت داشتم همینو بس- فکر نمی کردم که بری من می مونم تو این قفس

 

رفتی و من با خاطره عطر تن تو زنده ام – رفتی ولی بدون عزیز حقم نبود که بی توام ...

 

تو این قمار بی کسی تنها منم بازیگرش- بازیچه دسته تو و بازیچه دست همه ...

از درد بی کسی دارم یواش یواش زار می زنم .. واسه تموم قصه ها اسم تو فریاد می زنم
دیدگاه ها (۲)

سناریو جونگکوک

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش اول_ من از تو شروع میشومو...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نوزدهم: طوفانِ خشم و سکوتِ مرگبار ⛓️...

پارت۴۶

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

پارت ۲ ویو ا.ت نمیدونم چقدر گذشته بود اما هنوزم خیره به منظر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

🎀 پارت ۶ 🎀ویو آلیابهتره به لیا یه زنگ بزنم، حوصله‌م سر رفت. ...

dark life = 17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط