Prt13

Prt13
-:چته انقدر صداتو بردی بالا یک بارداری هست
×:تو حامله ای
-:خب😑
×: تو حتی از منم اجازه نگرفتی(با عصبانیت و داد)
-: هیون جی بهت گفته باشم من دیگه بزرگ شدم تازه تو هم به من نگفتی داداش ناتنی کوکی
×:ما تازه همین دیروز فهمیدیم
-:😑
+:خب
×:من با تو حرفی ندارم چون دختر خاله منو حامله کردی
+:🥱
-:کوک بریم
+:بریم
×تو هیجا نمیری
-:به ت ربطی نداره پس خداحافظ(با جدیت و عصبانی)
ویو ا.ت
انقدر کل کل کردم با هیون جی که نزدیک بود حالم بد شه خداراشکر کوک فهمید تا گفتم بریم گفت باشه رسیدیم خونه رفتم تو اتاق یک لباس برداشتم و آرایشم رو پاک کردم و دست و صورتمو پاک کردم و رفتم پایین کوک داشت نودل درست میکرد رفتم پیشش
+:اومدی
-: هوم🥱
+:خسته ای
-:اره
+:خب بفرمایید نودل مورد علاقتون
-:واو مرسی
+:راستی ا.ت
-:(درحال خوردن نودل)بله
+:دکتر گفت چند ماه دیگه بریم
-:دو ماه دیگه فکر کنم میشه پس فردا
+:واو چه زود گذشت
-:اره خیلی زود گذشت تازه این نینیمون خیلی لگد میزنه
+و-:😂
-:اره خیلی میزنه
+:خوبه مثل خودم رفته
-:کوکککککک
+:جونم
-:به قران میزنمت
+:چجوری وقتی حامله ای
-:بگم به دنیا بیارمش این بچه رو میام فقط پیش تو هستم
+:کی پس از بچه مراقبت کنه
-:پوففففف
+:راستی اسم بچه چی می زاریم
-:اگه دختر بود تو بزار لگه پسر بود من میزارم
+:عالیه تو برو بخواب من میرم ظرفا رو بشورم
-:پس منم میام کمک
+:مرسی ولی تو برو بخواب
-:نه میام کمکت
۱۰ دقیقه بعد
ویو کوک
رفتیم بالا خوابیدیم
پس فردا
ویو ا.ت
کوک بیدار بود یک نامه روی گوشیم گذاشته بود نوشته بود:بیدار شدی قشگم برو لباست رو بپوش و بیا پایین منتظرتم. و منم رفتم لباسم رو پوشیدم و اومدم پایین صبحونه خوردم و همه کار کردیم و رفتیم دکتر
(دکتر رو با علامت÷ نشون میدم)
÷:خب بچتون دختره
-و+:🙂🙃🤗🤭🤭🤗
-:خب کوک اسم بچه رو چی میذاری
+:خب اسمش رو میذاریم سولی
-:خیلی قشنگه
+:واقعا
-:اره
(خب میریم به ۷ ماه بعد که میشه نه ماه که با اون ۲ ماه و ۷ ماه میشه ۹ ماه)
ویو ا.ت عصر وقت عمل دارم از الان کوک حاضر بود که یک لخظه دلم خیلی درد گرفت پس منو سریع برد پیش دکتر ۲ دقیقه دیگه باید میرفتم عمل کنم ۲ دقیقه شد و من رفتم عمل کردم
ویو کوک
ا.ت رو بردن عمل کردن خیلی خوشحال بود و منم خوشحال بودم و کل خانواده ام اومدن حتی اون هیون جی بعد از ۲ ساعت اومد
دیدگاه ها (۰)

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

سیسیا پارت پنج پاک شده اومدم خلاصش رو بهتون بگم برید پایین 👇...

چند پارتی جونگ کوک دعواییسلام من ات هستم ۲ ساله با کوک ازدوا...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط