بنـامِ آنکه دلم را ، بـه نامِ عشقِ تو کرد

بنـامِ آنکه دلم را ، بـه نامِ عشقِ تو کرد
کلامِ هر شبِ من را کـلامِ عشقِ تو کرد

هرآنچه درهمه عمرم بدست آمده بود
زِ من ربود و مرا طفلِ خامِ عشقِ تو کرد

رمیده بـودم و وحشی غریب و نا آرام
مـرا اسیـر و گرفتـارِ دامِ عشقِ تـو کرد

تمامِ هستیِ من، غصه بود و ماتم بود
تمامِ هستۍِمن را به کامِ عشقِ تو کرد

مرا بـه عقـل و تفکر،نخوان می شنوم
که هرچه میشنوم را پیامِ عشقِ تو کرد

غـلامِ همتِ آنـم کـه زیـرِ چرخِ کبـود
مرا ز غم گذراند و غـلامِ عشقِ تـو کرد

بـه دستبوسیِ او میروم همین امشب
به شُکرِ آنکه دلم را به نامِ عشقِ تو کرد💋
دیدگاه ها (۰)

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

خیال تو نسیم گونه می وزد و شمیم عطر تن تو می پیچد بر دشت شقا...

بعضی عشق‌ها شبیه لحظه‌ای کوتاه‌اند؛ می‌آیند، قلب را به تپش م...

عاشقانه های شبنم

روز حافظ؛ از زبون یه شاعر ایرانی و آریایی ایراندوست جای تاسف...

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

قسمت ۷

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط