عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت

عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهلست تحمل نکنم بارِ جدایی

گفته بودم چو بیایی غمِ دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

#سعدی
دیدگاه ها (۵)

مکن ای دل که عشق کار تو نیستبار خود را ببر که بار تو نیستمرد...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

عاشقانه های شبنم

انگشت به لب مانده‌ام از قاعده عشق 😢ما یار ندیده تب معشوق کشی...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

ورق بزنید.....

💌 نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط