•●❥❥سلامتے اون لامصبے که از زندگیم رفت...اما❥❥●•

•●❥❥سلامتے اون لامصبے که از زندگیم رفت...اما❥❥●•
•●❥❥هنوز از این دل لعنتے نرفته...!!!!❥❥●•
•●❥❥سلامتے اونیکه تا بود؛❥❥●•
•●❥❥ امید بود... ❥❥●•
•●❥❥ نفس بود... ❥❥●•
•●❥❥ آرامش بود...❥❥●•
•●❥❥رویا بود....❥❥●•
•●❥❥ ولی خاطره شد...❥❥●•
•●❥❥بغض شد.....❥❥ ●•
•●❥❥ درد شد.....❥❥●•
•●❥❥کابوس شد...❥❥●•
•●❥❥ سلامتے تنها ماه زندگیم که بعد رفتنش حتے شبام هم سوت و کور شده...❥❥●•
•●❥❥سلامتے مخاطبے که دیگه خاص نیست چون مال من نیست❥❥●•
دیدگاه ها (۵)

پارت ۴۸

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

My professor Chapter:2Part:80اما اینجا ... تو این جهنم هیچکس...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت نهم: سقوط در باغِ آرامشهوا توی...

#دوپارتیبنگچان/ا.تP:2از جاش بلند شد و به سمت در اتاق رفت..لع...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 192♡⁠。⁠)⁩خيلي و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط