بزن گیتار که غم دارم

بزن گیتار که غم دارم

تب دستاشو کم دارم

بخون این قصه ی تلخی...که واسه هر شبم دارم

بزن گیتار به یاد اون...که دنیامو پر از غم کرد

به یاد اون که خود خواهیش منو با غصه هم دم کرد

بزن گیتار به یاد اون که چشمم از غمش خیسه

که دستام از نگاش هر بار یه درد تازه مینویسه

بزن گیتار که غمگینم

یه دم آروم نمیگیرم


دیدگاه ها (۶)

باران که می بارد همه چیز تازه می شودحتی داغ نبودنِ تو . . .

باور کنید که فراموشش کرده ام … اما نمی دانم چرا … بعضی وقت...

ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺒﺎﻭﺭﺍﻧﻨﺪ ﺟﺪﺍﯾﯽ ﺭﺍﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼﮐﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﺑﻮﺩ...

دردم این نیستکه او عاشق نیستدردم این نیستکه معشوق من از عشق ...

پارت ۴۵

پارت ۳۴: تله‌ی نامرئیوقتی رسیدیم به اون پاساژِ لوکس و بزرگِ ...

پارت ۵۶

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 93・⁠]⁠ᕗ  درد عمیق جدایی جونگ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 129・⁠]⁠ᕗتا خود صبح نگاش کردم...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 190♡⁠。⁠)⁩فقط هم...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 130・⁠]⁠ᕗلباس رو روی تخت گذاش...

چند پارتی

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط