#عشق_بعد_نفرت

#عشق_بعد_نفرت

پارت 11

"سه ساعت بعد"

کوک: من دیگه نمیتونم پوففف

ته: منم خسته شدم

جین: انقدر تمرین کردیم گرسنم شد من برم به پوستم برسم

نام: منم کمرم درد گرفت

یونگی: خوابم میادددد

ات: بنظرم یکم استراحت کنیم چطوره؟

جیهوپ: خیله خب استراحت کنید و یچیزی بخورید تا تمرین کنیم


ویو یونگی
بزور جیهوپ رو راضی کردیم که گذاشت یکم بشینیم ات رفت یکم خوراکی اورد و خوردیم من دراز کشیدمو چشمامو بستم و یکم استراحت کردم
که کوک گفت

کوک: یونگی؟

یونگی: بله؟

ته: هیچ

چشمامو باز کردم

یونگی: چی
که یهو کلی اب رو صورتم خالی شد نشستم دهنم باز بود

یونگی: میکشمتوننننننننن

حالا موش بدو گربه بدو ات ته و گرفت و گفت

ات: هیونگ تو جونگکوک رو بگیر من تهیونگ هیونگ و گرفتم

تهیونگ: ولم کننن الان منو میکشه

ویو تهیونگ
چقد زورش زیاده نمیتونم در برم از دستش هو منو نشوند و رفت پشتم دستامو گرفتو پاهاشو دورم انداخت و کامل زندانیم کرد

ته: اعع دختر چقد زورت زیاده

ات: حیحی

شوگا همراه با جونگکوک گریون اومد

ات: هیونگ گرفتمش

یونگی: افرین

ویو ات

یونگی گوش هر دوشون و گرفت و پیچوند

ته: آیییی ببخشید

کوک: ااااییی غلط کردم

یونگی: غلط و نشونت میدم

"چند مین بعد"

جیهوپ: بچه ها پاشید تمرین کنیم

(اعضا پاشدن و شروع کردن به تمرین کردن)

"دو ساعت بعد"

پی دی نیم: بچه ها بیاید غذا بخورید

(اعضا سر میز نشستن)

ات: ام راستی با سولو موافقت کردم

پی دی نیم: خوبه باشه پس بهت خبر میدم
دیدگاه ها (۰)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

#میکاپ_آرتیست_من

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

bts

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

پشت نگاه سردت .... پارت 24 𐙚🦋 ویو تهیونگ 🦋وقتی به مدرسه رسید...

پارت۱

ᴛᴇᴋᴏᴏᴋ | تک‌پارتی«پسر غرغرو روی من ☆»تهیونگ: چاگی، میای بریم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط