بی خیال از زنده ها و مرده ها
بی خیال از زنده ها و مرده ها
بی خیال از ثانیه ها و لحظه ها
بی خیال از همه دنیا
من امروز فقط تو را می خواهم
لبخند مهربانت را
حضور زیبایت را.
نفسهایم را بشمار
هر کدام بی آه بود
همان هنگام
جانم را بستان.
مهربان من !
صدایم را بشنو
هر چند این صدا از گناهکاری دوزخی باشد
آتش عصیان و تاریکی ثانیه های گذشته ام را بر من ببخشا
بینوایی تو را از جهنم سوزانت می خواند
با موسیقی دلی که سالها تو را فریاد می کند.
تنم را بسوزان
تمام رگهایم را پاره کن
خون جگرم را جاری ساز
تک تک استخوانهایم را بشکن
چشمانم را
زبانم را از من بگیر
اما دلم را از من مگیر
دلی که جز تو کسی در او جای ندارد
دلی که چوب گناه تن فرسوده ام را می خورد.
دلم عاشق توست
دیوانه توست.
به من اجازه ابراز عشقم را می دهی؟
می دانم تاریکم
می دانم آتش حق من است
می دانم بدترین مخلوق توام
می دانم ، می دانم ، می دانم...
اما به وجود مهربانت سوگند،
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
ای خدای
قلبم ،
روحم
و جانم
...
بنده جهنمی تو
بی خیال از ثانیه ها و لحظه ها
بی خیال از همه دنیا
من امروز فقط تو را می خواهم
لبخند مهربانت را
حضور زیبایت را.
نفسهایم را بشمار
هر کدام بی آه بود
همان هنگام
جانم را بستان.
مهربان من !
صدایم را بشنو
هر چند این صدا از گناهکاری دوزخی باشد
آتش عصیان و تاریکی ثانیه های گذشته ام را بر من ببخشا
بینوایی تو را از جهنم سوزانت می خواند
با موسیقی دلی که سالها تو را فریاد می کند.
تنم را بسوزان
تمام رگهایم را پاره کن
خون جگرم را جاری ساز
تک تک استخوانهایم را بشکن
چشمانم را
زبانم را از من بگیر
اما دلم را از من مگیر
دلی که جز تو کسی در او جای ندارد
دلی که چوب گناه تن فرسوده ام را می خورد.
دلم عاشق توست
دیوانه توست.
به من اجازه ابراز عشقم را می دهی؟
می دانم تاریکم
می دانم آتش حق من است
می دانم بدترین مخلوق توام
می دانم ، می دانم ، می دانم...
اما به وجود مهربانت سوگند،
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
ای خدای
قلبم ،
روحم
و جانم
...
بنده جهنمی تو
- ۲.۱k
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط