دیشب که باران امد،میخواستم سراغت را بگیرم

دیشب که باران امد،میخواستم سراغت را بگیرم
اما
خوب میدانستم باز هم پیدایت کنم،باز زیر چتر
دیگرانی...
دیدگاه ها (۱)

هر تنی شاید بتونه لذت بخش باشه، ولی هر شونه ای عمرا بتونه آر...

حالا ما که هیچ! اما امیدوارم عکس های شما توی سال جدید ۲ نفره...

تو خیابون باماشینم میرفتم. یه مزداهم که یه دخترپسربودن ازم س...

چقدر برایم سخت است که همه پسر را با دوسال سربازی و گریه نکرد...

🖤 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌«تو را دوست دارم...»نه شبیه باران،که آرام می‌بارد و...

🍁پاییز نزدیک است💛صدای خش خش🍁برگها....💛بوی مهر،عطرتلخ یار،،🍁ل...

قسمت هشت

رمان تهیونگ و جنی

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ !࿙# ℘ᾰԻт→❷بارون شدیدتر شد.باید...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 4 | بارانعصر همان روز، آسمان سئول ناگهان ابری ...

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط