𝓹𝓪𝓻𝓽 6

𝓹𝓪𝓻𝓽 6
درو باز کردم که دیدم پیتزاهارو آوردن ولی نوشابش کو
ات: ببخشید فک کنم نوشابش رو جا گزاشتین
...: نه جا نزاشتم نوشابمون تموم شده بود
ات:میگفتین از یه جا دیگه سفارش میدادیم (زیر لب) اشکال نداره
پولشونو داد و اومد تو
ات: نوشابه نیاورد عنتر
همی: آفرین سرپایی برو سه تا نوشابه بخر بیا
ات: اوکی برم حاضر شم
...
ات: مبینا این هودی مشکیتو میپوشم (عربده)
مبینا: باشه (عربده)
...
رفتم سه تا کوکا کولا از یخچال مغازه بر داشتم دادم حساب کنه
ات: چقدر میشه؟
...: 30وون
کیف پولمو در آوردم پولشو دادم نوشابه هارو برداشتم از مغازه اومدم بیرون پولامو تو کیف پولم گذاشتم داشتم کیفمو میذاشتم تو جیبم که نفسای ینفرو پشتم احساس کردم احساس کردم دستاشو داره میاره سمت دهنم
(نویسنده: عجب احساس قوییی
ات: ما اینیم دیگه
نویسنده: واوو )
برگشتم با لگد زدم تو صورتش با تمام توان فرار کردم
رسیدم جلو خونه تکیه دادم به دیوار دستمو گذاشتم رو قلبم تند تند میزد
ات:هنوز ایدل نشده ساسنگ فن(اشتباه نوشتم)پیدا کردم
رفتم تو
مبینا و همی: چیشده
ات:(ماجرارو توضیح داد) بیخیال گذشت بیاین فیلممونو ببینیم
... قسمت پنجم ساعت۱5:٠٠
ات:....


☆☆☆
دیدگاه ها (۰)

𝓹𝓪𝓻𝓽 5درو باز کردم و با قیافه اخمو مبینا و همی رو به رو شدم ...

☆☆

My uncle (part 70)

کودک پدر پارت 1ات: جونگ کوک تمومش کنننن من بچه نمیارممممجونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط