خسته ام، خسته، از این راه دراز،

خسته ام، خسته، از این راه دراز،
خسته ام، خسته، از این شام سیاه؛
که مرا بسته پرو بال نگاه!
نه در آن جوشش مهر
نه در آن رویش ماه
خسته ام، خسته، از این راه دراز،
که مرا بسته به سودای تو، باز
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

قرار زندگانی آن نگارستکز او آن بی‌قراری برقرارستمرا سودای تو...

جووووووون 😋😁 ᭂ⃟باز آمد بوی ماه مدرسه،بوی بازی های راه مدرسهب...

به.نام.پناهی.که.دیگر.نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

هیچ کس جز تومرا نیست خریدار رضاوقت آن استبه این بنده نگاه ان...

می‌گوید:هزار عیب و دوصد نقص در وجودِ من است؛تو اما با نگاهِ ...

فراتر از خویش

در میان تمام زیبایی‌های این دنیا، هیچ‌کدام به عمقِ نگاه تو ن...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط