فنجان چایی را که

فنجان چایی را که
تو خریده بودی
گذاشته ام برای روزهای بارانی
روز های غم
روزهایی که حالِ دلم گیر توست
و دلم تلخ است
تلخیِ منِ بی تو
و این فنجان چقدر یادآور توست
یادآور من با تو


# منیره زاهدی راد
دیدگاه ها (۳)

من ساده ام لباسهایم هم چهار خانه نیستندولے تو را با دلم دوس...

انار گاهیسرخی لب های توستکه یک دانه اش همنباید به زمین بیفتد...

به تو نگاه می کنمو می دانمتو تنها نیازمند یک نگاهیتا به تو د...

هیچڪس نیستڪہ مڹ ناز ڪُنم او بِڪِشدهیچڪس نیستڪہ ایڹ دیوِ غَم...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

«نوشتم که غمی نیست، اما قلمم از دروغ گفت خسته شدم. سخت میگذر...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط